تبليغاتX
نون عشق میخورم منت نونوا ندارم
دیروزم روز پرستار بود روز مادر من که همینجا پشت این پنجره های بسته دستاشو می بوسم و خدا میدونه که چه قدر دوسش دارم اما شاید به زبوننیاوردنش به قول یکی از دوستام از سر غرور کاذ بم باشه با اینکه دیر شد و من شرمنده ام ولی حرمتش واسه من یه چیزی  بالا تر از این حرفاست  و بازم از مادر خودم و همه  زینب های خدا که به نیابت از پرستار عالم "حضرت زینب(ص)" سفید پوش شدن واسه نجات دادن  جون  همه تشکر می کنم روزشون مبارک 

                                                                            

و اما ۳ خرداد سالروز فتح خرمشهر بزرگترین د ژی که فتحش صبر لازم داشت وهمت بزرگی رو درخواست می کرد رو هم تبریک میگم امیدوارم که به حرمت خونهایی که ریخته شد اشکهایی که دیده شد و جونهایی که هدیه شد ماها بتونیم کمی انسانیت رو از خودمون مایه بزاریم و خرج بکنیم ازش ...

به امید اون روز تا بعد

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 10:25  توسط سر زده از راه | 
با سلام خدمت دوستای خوبی که تا اینجا همراه من بودن

اومدم از بابت این همه مدت بد قولی عذرم رو بخوام  و امید وارم که منو به بزرگی و اون حس

 پاک و بزرگ جوونیتون ببخشید.حالم این مدت خیلی گرفتست نمیدونم چرا اما ظاهرا دوباره باید

برم به یه ر کود طولانی مدت.......

البته این با احوالات این مدتم خواهد خوند چون ایام امتحانات و کم کم اخر ترم هم داره میاد

پروژه هامم که همشون

خلاصه اینکه حلال کنید اگه کاراموزیم گذاشت حتما تابستون درست درمون میام

واسم دعا کنید در پناه حق

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 9:58  توسط سر زده از راه |