![]() |
![]() |
|
|
به نام او که اوست تنها ترین من...
با سلام خدمت دوستان عزیزی که هر چند مدت یه باری این وجود رو تحمل می کنن! بعد مدتی اومدم به این خراب اباد سر بزنم که یکی از دوستان یه مطلب رو نوشته بودن که واسه خودم خیلی جالب بود اما حقیقتا دو خط اخرش منو به شدت گیج کرده امیدوارم اگه گذرتون این طرفا افتاد حتما این قضیه رو روشن بکنید ممنون میشم.از بابت اینکه منت گذاشتید هم سپاسگزارم. زندگي در گذر است و این دل گفته فروغ که شنیدنش خالی ازلطف نیست اه ای زندگی منم که هنوز با همه پوچی از تو لبریزم نه به فکرم که رشته پاره کنم نه بر انم که از تو بگریزم... اصلا تو این لحظه انگار زندگی جریان نداره. بهنر انست که رنگ را بردارم و روی تنهایی خود نقشه مرغی بکشم! در پناه حق |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 2:24 توسط سر زده از راه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نه کسی میدونه که من چی میخوام
نه خودم دونستم عیب کار کجاست تا به هر کی میگی عاشقی چیه میگه بگذر عاشقی تو قصه هاست...!؟ |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1387 بهمن 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
| پیوندها |
|
غم تنهايي(غريبه) lمعرفت ديني از ديدگاه روشنفكر ديني خاكستر خيال سفير عشق بنويس از سر خط يادگار تلخ يك عشق فروغ فرخزاد سما جنوبي(محمود) بچه هاي عاشق(مصطفي) |
|
RSS
|