![]() |
![]() |
|
|
به نام داور بر حق ادم به زمين ايد اين حادثه رويا نيست اين فرصت بي تكرار عشق است معما نيست تقديم به شبي كه جرات نداشت نصيب سر نوشتم بشه اما شد... درست بهمن ماه سه سال پيش بود كه بد جور زده بودم به خاكي گريه امون نمي داد . يادمه صبح روز بعدش ميخواستم با يكي از بچه ها برم بيرون چه حالي داشتم با چشاي پف كرده و متورم كه انگاري اتيشو بگيرن جلو چشاتو بگن بفرما... فووووووووووووووووووووت بهمن ماه امسال هم اشك واسه چشام هديه شدن منتها سه سال پيش ميدونستم دردم چيه كه دارم زار زار گريه مي كنم اما بدبختي اينجاست كه بهمن ماه امسال نميدونم دردم چيه؟! ولي بازم گريه مهلت نميده فقط اينو ميدونم به هر چي كه نگاه مي كنم يا هر چيزي كه گوش ميدم بهونه اي ميشه واسه... اره هيشكي اونيكه تو ميخواي نميشه اخه بدبخت دردت چيه؟ چرا دايم زل ميزني اين طرف اون طرف كاش اون زمان ازت مي پرسيدم كي به تو جرات نگاه كردن به چشماي منو داد كه الان با بيرحمي تموم ازت گرفتنش كاش ميتونستم جواب تموم ندونسته هام بگيرم .اما بدون اون چيزايي كه از ديگرون نتظارداري اول تو وجود خودت پيداش كن و بعد بخواه!. بارها و بارها نگاهم وجودم محبت رو درخواست مي كردن اما دريغ از ذره اي نگاه پرسشگر... ؟ ... از زمان ثانيه هاش و از ما اين عمر كه داره مثه برق و باد ميگذره ولي دريغ از اينكه بشينيو واسه يه لحظه هم كه شده بهش فكر بكني... تنها نيستم اما حس تنهايي مدام القا ميشه كاريش نميشه كرد به هر حال اينم واسه خودش و خودم عالميه ديگه...... حرف ها دارم در دل مي گزم لب به سكوت |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 1:26 توسط سر زده از راه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نه کسی میدونه که من چی میخوام
نه خودم دونستم عیب کار کجاست تا به هر کی میگی عاشقی چیه میگه بگذر عاشقی تو قصه هاست...!؟ |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1387 بهمن 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
| پیوندها |
|
غم تنهايي(غريبه) lمعرفت ديني از ديدگاه روشنفكر ديني خاكستر خيال سفير عشق بنويس از سر خط يادگار تلخ يك عشق فروغ فرخزاد سما جنوبي(محمود) بچه هاي عاشق(مصطفي) |
|
RSS
|